بدون عنوان
سلام دختر گلم امروز 50 روزه شدی و من میخوام از لحظه ای که تو دنیا اومدی بهت بگم عزیزم شما در تاریخ 4 مرداد دنیا اومدی روز قبلش مامان داشت از استرس زیاد میمرد
وقتی وارد اتاق عمل شدم کلی گریه کردم فکر میکردم نمیتونم روی ماهتو ببینم ولی خدارو شکر عمل خوبی بود و بعد عمل هم حالم خوب بود عزیزم قربونت برم وقتی دنیا اومدی خانم دکتر میگفت میخندیدی و وقتی تو رو اوردن پیش من بازم بهم خندیدی
مامانی روز 5 مرداد وقتی تونستم از جام بلند شم تا راه برم خونریزی شدی کردم . حالم خیلی بد شد ولی شکر خدا تا ظهر حالم خوب شد وبعدازظهر منو تو مرخص شدیم و اومدیم خونه
بابا که میترسید بچه بغل کنه تو رو بغل میکرد و شب تا صبح همراه مامان بیدار بود البته شما هم بچه ارومی هستی
وقتی بردم دکتر و گفتم که هر دو ساعت بیدارت میکنم و بهت شیر میدم دکتر دعوام کرد و گفت خودت هروقت گشنه ات بشه بیدار میشی منم تا ساعت 1ک30 دقیقه بهت شیر میدم و تو تا صبح میخوابی



بدون عنوان
